فیلمنامه‌ای که بازیگر را میخکوب می‌کند

بهار ارجمند نخستین جاذبه سریال سرّ دلبران را فیلمنامه آن دانست و گفت: فیلمنامه سرّ دلبران برای من انقدر جذاب بود که وقتی فیلمنامه به دستم رسید، من را شوکه کرد. باید بگویم در فیلمنامه‌هایی که با آن ها مواجه شده بودم، کمتر با چنین چیزی برخورد کرده بودم که این همه بتواند من را شوکه کند، انگار که مثل برق انسان را می‌گیرد و شگفت‌انگیز است.

بازیگر سریال سرّ دلبران ادامه داد: یکی دیگر از ویژگی‌های سریال این است که هیچ کدام از شخصیت‌ها رها نشده‌اند و تمام نقش‌های اصلی که متعدد هم هستند، دارای جغرافیای شخصیتی هستند، تحلیل دارند و این یکی از محسنات منحصر به فرد فیلمنامه است، که از این بابت باید به حسین حسنی نویسنده فیلمنامه تبریک بگویم. چرا که این فیلمنامه همراه با وسواس قابل تحسین آقای لطیفی منجر به اتفاقی شده است که برای من هم تجربه بزرگی است و هم درس بزرگی.

ارجمند هم چنین با اشاره به رواج سریال‌های آپارتمانی کم لوکیشن در تلویزیون، سرّ دلبران را کاملا متفاوت با این جریان سریال‌سازی دانست و اشاره کرد: مدتی است تلویزیون کم بیننده شده، دلیل این هم این نیست که مردم تلویزیون را دوست ندارند، بلکه مردم جذب تلویزیون نمی‌شوند، چرا که سریال‌ها خلاص شده به قاب‌هایی که چند نفر دور میز می‌نشینند و با سه چهار شات سکانس را تمام می‌کنند. همان‌ سکانس‌ها هم چنان پرمحتوا و نغز نیست که بتواند شما را همراه کند که بخواهید پیگیر قصه‌اش بشوید. ولی سرّ دلبران از این بابت متفاوت است که اولا تعدد کاراکتر اصلی دارد؛ بیش از ۱۵ نقش اصلی در سرّ دلبران حاضر هستند که حرفی برای گفتن دارند، روند قصه را پیش می‌برند و شما باید با ۱۵ کاراکتر همراه شوید که هر کدام شان موقعیت‌های جدیدی را رقم می‌زنند که انسان را شگفت زده می‌کند، و این دقیقا به معنای درام و خلق درام است.

بهار ارجمند که دختر بازیگر فقید سینما و تلویزیون، انوشیروان ارجمند است به موقعیت مکانی ضبط سریال و شهر یزد هم اشاره کرد و گفت: لوکیشن شهر یزد خیلی به فضای فیلمنامه نزدیک است. روند قصه ناگزیر بود که در چنین فضایی رخ بدهد. چرا که یکی از مسائل مغفول این روزهای جامعه ما که یک جامعه آپارتمانی و شهرنشینی بدون قاعده است، داشتن رفیق و همسایه و تجربه عالم بچه محلی و همسایگی و روابط انسانی این چنین است. خب جای تاکید ندارد که جویا بودن حال همسایه و هم محلی هم در آیین سنتی و هم دین ما مورد تاکید بوده و ما امروز آن را از دست داده ایم. واقعیت این است که من دلم برای بچگی‌های خودم که مملو از روابط انسانی گرم این چنینی بود، تنگ شده. و محله ای که در سرّ دلبران سراغ آن را می گیریم از جنس محله‌هایی است که هنوز این روابط انسانی در آن پابرجاست. روابطی که هنوز در برخی شهرها و محله های قدیمی می‌توان آن را پیدا کرد. این فرهنگ و آیین با ایرانی بودن ما و شرقی بودن ما عجین شده است.

این بازیگر تئاتر و تلویزیون که در ۱۳ سالگی بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر شده است، سنتی بودن فضای کلی سریال را برگ برنده سریال دانست و گفت: مگر ما غیر از اینی هستیم که داریم در سرّ دلبران آن را می‌بینیم؟ همه ما از جنس محله و کوچه و قرار و مدار با دوستان در مسجد و صدای اذان دم غروب و… هستیم، منتها به دلایل مختلف از این فضا فاصله گرفته‌ایم، ولی واقعا فضای لوکس ما را بیش از آن فضا به خود جذب می‌کند؟ من از زندگی کردن در این فضا حرف نمی‌زنم، از جذابیت آن و دلدادگی مان به این فضا حرف می‌زنم که بدون تردید آن فضای سنتی نسبت به این فضای مدرن و لوکس جذاب‌تر است.

ارجمند خلاء امروز جامعه را فقدان عاطفه و احساسات و رفاقت دانست و افزود: ما نیاز داریم که به یاد بیاوریم که روزگاری روزی زمین سر یک سفره می نشستیم و کنار هم غذا می خوردیم. فضایی که الان آن را کم داریم و آن را گم کرده ایم. من حس می کنم سرّ دلبران سریال خانوادگی است که اعضای خانواده کنار هم آن را می بینند و یاد روزگاری می کنند که از ما دور نیست. ما می توانیم بسیاری از اعضای سریال را در خاطره های قدیمی مان پیدا کنیم و نوستالژی اتفاق بسیار شیرینی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *